تبليغاتX
ما برای آبادانی و توسعه شهرمان آمده ایم

چهارشنبه سی ام مرداد 1387

حیدر دوراهکی؛ کاش بودش ...

ابولحسن گنخکی :

وقتی از مسیر آبدان به دیر می روم یا بر می گردم، کنار آرامستان دوراهک که می رسم تصویری تند ذهنم را به گذشته ای نه چندان دور می برد. حتا وقتی از مسیر بردخون به دیر که می گذرم نیز در کیلومتر 5 دیر این احساس غمناک به دلم چنگ می زند. هر دوی این محل ها مرتبط اند با زنده یاد حیدر دوراهکی، فرماندار فقید شهرستان دیر؛چه آنکه اولی محل قرارگرفتن پيکر اوست و دومی محل تصادف او. همین روزها دومین سال درگذشت وی نیز می گذرد. طی این مدت ارابه روزگار راه خود را رفته درست همانند تاریخ کهن این مملکت که این ارابه بر گذر تاریخ راهی سخت پیموده.

با فرارسیدن سالگرد درگذشت دوراهکی، یک چیز ذهن هر شهروند دیری را به خود مشغول می کند که اگر حیدر دوراهکی زنده بود در حال حاضر روند توسعه شهرستان دیر در چه مرحله ای بود؟آیا ميدان گازی پارس شمالی در بخش بردخون به بهره برداری رسیده بود؟آیا مرکز شهرستان دیر به بزرگراه سیراف متصل شده بودند؟ آیا روستاهای بردستان و دوراهک شهر شده بودند؟ آیا دهستان آبدان به بخش ارتقاء یافته بود؟ و دهها پرسش دیگر...شاید نتوان پاسخی دقیق به این پرسش ها داد اما می توان به طور قطع گفت که وضعیت توسعه شهرستان بسیار بهتر از امروز بود. چرا که او بر خلاف مجموعه مدیران دولت عدالت شعار که دارای برنامه روزی اند، دارای توانایی خارق العاده ای در برنامه ریزی و پیگیری تحقق آنها بود. او واقعاً با برنامه بود.

درست بخاطر دارم در اولین روزهایی که به سمت فرمانداری شهرستان دیر منصوب شده بود، وقتی نزدش رفتم و درباره خواسته ها و انتظارات مردم شهرستان و بويژه نیازهای فراموش شده بردستان که مسئولیت دهیاری آن را بر عهده داشتم، حرف زدیم گفت چه کمکی می توانم به او برای تحقق این خواسته ها کنم. در پاسخ، درباره مطالعات و تجربه ام برایش توضیح دادم. وی نیز از دغدغه اش برای تدوین سند توسعه شهرستان و تنظيم برنامه ای بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت که قابلیت عملیاتی شدن را داشته باشد، سخن گفت. از تجربه اش در ستاد تبلیغات جنگ و بنیاد امور جانبازان گفت و از دستاوردهای اتاق وضعیت جنگ برایم به تفصیل سخن گفت. پس از چند بار دیدار عصرانه که معمولاً در خانه اش در فرمانداری –خانه فرماندار در کنار ساختمان فرمانداری قراردارد و تا زمان درگذشت آن زنده یاد خانواده اش به دیر و آن خانه نقل مکان نکرده بودند. شاید یک هفته پیش از آن حادثه دلخراش بود که وسایل خود را آوردند و هنوز فرصت نکرده بودند بقچه ها را باز کنند که رخ داد آنچه که رخ داد.-صورت می گرفت برای راه اندازی اتاق طرح و برنامه در فرمانداری به جمع بندی رسیدیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دیر نیوز در 12:41 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سی ام مرداد 1387

یاد فرماندار نمونه خفته در خاک ، استاد حیدر دوراهکی

عبدالمجید دراهکی

خدا

نه برای خورشید

و نه برای زمین

بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد

چشم انتظار پاسخ است

ابرها که خط خطی می شوند و لبخندهایی پررنگ می زنند ، علامت این است که ماه درمی آید و این که ما هنوز برای یخ بستن داغیم . این که وارد سرزمینی می شویم که بوی سکوت می دهد و ثانیه هایش بوی خاک و تیرآهن و سنگ و سینه تزریق می کنند . اما دست های مهربانی از دور برق می زنند و رویاهای نیمه کاره را به آسمان عشق می رسانند ، تازه باورمان می شود هنوز هستند ستاره هایی که جلوی خیز برداشتن شب ، توی کوچه های سکوت سبز شوند و انسان و انسانیت جاودانه اش گرده بزنند .

انعکاس سادگی و سرخوشی مردی که با سخنی شمرده و دلپذیر ، تو را به مهمان هویت ایرانی و گستره فطرت های حقیفت طلب می برد ، دیدنی است . لطافت و منش کرامت بار انسانی از جنس سرافرازی و عزت ، آدمی را تا اعلا درجه وجد و سرور، جد و جهد بالا می برد و در هاله ای ارغوانی از روح بلند علم پروری و ترغیب به دانش ، آرمان های بشری را درصفحات درخشان تاریخ ارزشمند ایرانی ، ماندگار می کند .

استاد حیدر دوراهکی همان مرد صمیمی و ساده زیستی است که تنها در معاشرت -  هر چند کوتاه – می شد روح بلند و پرتلالو او را دریافت . گوهر دیریاب صمیمیت و صفا و یکرنگی در میانه بازار عشوه گران نقش باز پر تکلف ، آنچنان عزیز می نمود که بی هیچ تردید از سر شور و مستی سرود خوان بی دلی ها می شدی :

برخیز تا طریق تکلف رها کنیم                     دکان معرفت به دو جو پر بها کنیم

شناخت انسان هایی چون استاد  حیدر دوراهکی حلقه مفقوده ای است که سرخط یافتن او بهانه ساخت بنایی است با تارپود آینه وارش تا سبزینه دوستی ها و مراوده صاحبدلانی خسرو سیرت با جوانان دانشجو در بوستان معرفت حاصل آید و این وصلت دیرپا زمینه ساز بروز اشتراکات فراوانی شود که هر یک آن حدیث عشق می خواهد (( بدان زبان که تو دانی ))

پاسدار دانشمند ! نفس هایمان که داغ شیرین سینه هایمان را کنارتان ابر می کنند ، می خواهند به چشم هاتان نشان دهند که قدردانی شاخه ای ست که در سرزمین بزرگواری سبز می شود ، گل می دهد و اگر بپذیرید ، فضا را پر از عطر جنوبی دوست داشتن می کند .

فرماندار نمونه ! بلندی های دیوانه وار البرز و صمیمیت سیال خلیج فارس آن هنگام که به خواب  ظهرهای تابستان فرو می رود ، تقدیم به اسطوره های نهفته در سینه تان که شما را وا می داشت پرچم کرامت را بادهای موسمی سرزمین سرسبز فرهنگ بسپارید .

آن چه سروده ایم و آن چه در سینه مان لخته بسته و می خواهد از نگاهمان فرو ریزد ، نه مدح انسانی است بزرگ که بزرگواریش در سبد دستباف واژه هامان نمی گنجد . بلکه گوشه ای است از آن چه لابلای آدم هاو احساس ها قلمی خورد و شکوفه هایی است که روی لب های نسلی نو سبز می شود ، به بار می نشیند و امید است دنیایی را با شهد ماندگارش شیرین کام گرداند .

استاد حیدر دوراهکی مردی از سرزمین جبهه و ایثار ، ساحل نیلگون خلیج فارس و نخل های سر به فلک کشیده دوراهک ، از شهرستان سربلند دیر که پیشه اش انسانیت و هنرش احقاق حق مردم محروم جنوب (حقوق )  بود . 

استاد جانباز !  در روز 7 شهریورماه 1387 گرد هم می آییم تا بدانید باران که می بارد ، بوی خاک که بلند می شود ، بهار که روی شانه های زمین به رقص بر می خیزد ، به یادتان می آوریم ، از شما به نیکی یاد می کنیم و نام جاودانه  تان را به گوش تاریخ می سپاریم تا آیندگان بدانند در عصر ما مردانگی هنوز نفس می کشد .

امیدوارم لابلای این همه دل های آهنی زنگ نزنید و دست هاتان همچنان ضربه های امید را در سینه های نسل ما زنده بدارد .

مراسم یادبود فرماندار نمونه خفته در خاک جانباز پاسدار استاد حیدر دوراهکی  در روز پنجشنبه مورخ 7/6/1387 صبح ساعت 8 الی 30/11 در مسجد صاحب الزمان ( عج ) دوراهک و عصر ساعت 17 الی  18در جوار مزار شهدای دوراهک برگزار می گردد . لذا از عموم مردم دانش دوست استان دعوت می گردد در این مراسم باشکوه شرکت فرمایند .

نوشته شده توسط دیر نیوز در 12:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

برای معلم یک بندر... اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش

علی هوشمند(سردبیر پیام عسلویه) : رفیق من ! سنگ صبور غم هام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام / هیشکی نمیدونه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم / مجنونم و دل زده از لیلیا / خیلی دلم گرفته از خیلیا / نمونده از جوونیام نشونی / پیر شده ام پیر تو ای جوونی / تنهای بی سنگ صبور / خونه ی سرد و سوت و کور / توی شبات ستاره نیس / ماندی و راه چاره نیس / اگر که هیچکس نیومد / سری به تنهاییت نزد / اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش...

«علی احمدی » رانندگی می کند و من زمزمه می کنم ترانه ی محسن چاوشی را . با همین نیم دانگ صدایی که در این وانفسای نارفیقی و بی سنگ صبوری برایم باقی مانده است.

تکرار ترجیع این ترانه ی شگفت :« اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش ...» برایم خنکای نم نمی ست که در این عطشزار اندوه بر تشنگی  دیرپایم می بارد.

از برگریزان یا گلریزانی (نمی دانم ) برمی گردم که برای یاری و همراهی با هنرمند ی دردمند برگزار شده است ، آن هم به همت بلند خانه ی مطبوعات و با مشارکت هنرمندان بوشهری . برایم  حرکت این مجموعه ی یاری رسان ، اصحاب مطبوعات و اهالی هنر تحسین برانگیز ، زیبا و شورآفرین است . اما نمی توانم از زیستن اینگونه ی هنرمندان و به یغما رفتن آبروی این قشرتاثیرگذار و فرهنگ ساز آن هم به دلیل فقر و تنگدستی ، حالم به هم نخورد و این همه شادی و شورآفرینی را بالا نیاورم و استفراغ نکنم .

نمی توانم آموزگار زیبا ، سرافراز و گل روی دوران دبستان م ، هم او که سالیان دور، ما را با نوشتن ، آموختن و آفریدن آشنا ساخت و دانش آموزان خویش را بر ایستادگی و مقاومت در برابر مشکلات و تنگناهای زندگی سفارش می کرد  اینگونه درمانده و مستاصل در درمان فرزند آسیب دیده اش ببینم ؛ آن هم پس از عمری خدمت به فرهنگ و هنر این مرزو بوم !

نوشته و استمداد علی غلامی را که در نسیم جنوب خوانده بودم ؛ از خودم بدم آمده بود ، از آموزگار آن روزها و همیشه ی خودم  نیز . از جامعه یی که هنرمندان وسرهنگان فرهنگش بدین روز دچار آمده اند و برای تامین هزینه ی درمان میوه ی دلشان ، دستان استمداد خود را اینگونه بی پروا دراز می کنند.

وقتی به این پاراگراف از نوشته ی علی غلامی رسیدم که از آبروی به یغما رفته اش گفته بود که در راه سلامتی و بهبود تنها فرزنش به حراج گذاشته است . دانستم که هنرمند فرهمند در این هنگامه ی استیصال چه می کشد ! چه کوهی بر شانه حمل می کند این پیر به واسطه ی همین چند خط استمداد نامه ش .

و آن وقت بود که خود  را نهیب زدم و دانستم که هرگز تلخ و شیرین های دنیای پدری را مزمزه نکرده ام و نمی دانم چه طعمی دارد این میوه ی جانپرور که به سودایش چه می کشند این دو آفریدگار ! این دو لیلی و مجنون ، این دو آدم و حوا ، این پدر و مادر !...

دانستم که حق با علی غلامی است . هر چند که این حق ، حق تلخ و سیاهی است . حق نکبت باری است که مثل خوره دارد روح هنرمند فرهمند ما را می خورد . ...

علی احمدی می راند این کجاوه را در این شب شرجی و من هنوز زمزمه می کنم : « اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش ...»

به آخر خط رسیده ایم . با علی خداحافظی می کنم و با محسن چاوشی گم می شوم در شب ... در پاییزان علی غلامی !

نوشته شده توسط دیر نیوز در 18:39 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

خانه ی مطبوعات 1 . 2 . 3 ..اینگونه به جایی نخواهیم رسید؟

سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز) - حمید شعرانی

سایت ها ی خبری و نشریات متعدد و حضور قلم به دستان نواندیش و خلاق همگی باعث شده است که استان بوشهر به عنوان یکی از رسانه ای ترین استانهای کشور عنوان گیرد. حضور بیش از ۲۵ نشریه محلی و چندین سایت خبری گواه این مدعاست. نشریاتی که با هزاران گرفتاری و مشکل و خبرنگارانی که با مشقت های فراوان و سایت هایی که بدون هیچ اسپانسر  و حمایتی  همه روزه مطالبی را در نشریات و سایتها  مکتوب و درج می نمایند.

نشریاتی که شاید برای چاپ هر صفحه از خود مبالغی بر دوش گردانندگان خود می اندازند و آنها بدون هیچ چشمداشتی و امیدی به مال و منال و تنها به  دلیل ارضای خواسته های درون و انجام وظیفه همه این سختی ها را متحمل می شوند و سایت هایی که ماهانه مبالغی بر دوش صاحبانشان می اندازند و اینان نیز تنها بر همان اصل که گفته شد و به جهت ارضای نیاز درون و علاقه و اشتیاق و انجام وظیفه و خدمت به استان و شهروندان همه سختی ها و مشکلات را بر جان می خرند. اینکه آنها را به فلان جلسه راه بدهند یا ندهند و اینکه آیا آنها را به فلان جا دعوت کنند یا نکنند هیچگاه خللی درکارشان ایجاد نمی کند و با برخوردهای مختلف نه  ناامید می شوند و نه جوگیر..

برادران مطبوعات چی ! اصلاح طلب .اصولگرا.. روزنامه نگار. عکاس خبری..یادمان باشد همه ی ما وظیفه هایمان و دغدغه هایمان یکیست و نه بیشتر ..همه ی ما قرار است منعکس کننده اخبار مشکلات ضعفها و کاستی ها و  فرهنگ و آداب و رسومات و.... پیرامون خود باشیم و قطعاْ در این خصوص هیچگاه احساسات ما را به بازی نخواهند گرفت و همیشه عقل و استدلال و منطق است که بر احساس و عواطف خبرنگاران و روزنامه نگاران غلبه می کند.

اینروزها شاهد هستیم و هر روز در سایت ها و نشریات مطالعه می کنیم که عده ای از دوستان اصحاب جراید سعی در تشکیل خانه ی مطبوعات دیگری در استان باشند..اینکه هر صنف برای خواهد تشکیلاتی داشته باشد و آن تشکیلات هم منسجم باشد و کارآمد قطعاْ مطلب و موضوع زیاد خطرناکی برای هیچ کس نخواهد بود. در این خصوص نیز صنف روزنامه نگاران و نشریات استان سالیانی است که در استان بنا شده با عنوان (( خانه ی مطبوعات محلی استان )) و از آنجایی که اخبار پیرامون آن همیشه در نشریات و سایت ها منتشر می شود این خانه با حضور اکثر مدیران نشریات و اصحاب جراید استان تشکیل گردیده و روال کار آن قطعاْ قانونی بوده و به ثبت نیز رسیده است.

بحث مهم قضیه آنجایی اتفاق می افتد که عده ای دوستان نظراتشان با مسئولان خانه مطبوعات ( که از قضا با انتخابات و سیر روال قانونی توسط خود اعضاء انتخاب شده اند ) در تضاد است و این اختلاف سلیقه ها و تضادها در همه نهادهای مدنی امری طبیعی زیبا و بجاست و همین اختلاف نظرها و تضادهای سلیقه ای است که در پیشبرد یک نهاد موثر می باشند . اما اینکه عده ای از دوستان اعلام خروج از نهادی نمایند که متعلق به خودشان می باشد و عنوانی که یدک می کشد نام هیچ شخص و گروهی بر آن درج نشده و قطعاْ ملک شخصی هیچ کس نخواهد بود و متعلق به همه ی اصحاب جراید می باشد امری زیبا و طبیعی هرگز بشمار نخواهد آمد. و اینکه هر گروه و دسته ای که روزی در خانه ی مطبوعات  با بخورد با اولین تفکر تضاد و اندیشه ی مخالف اقدام به تاسیس و راه اندازی خانه ی مطبوعات جدیدی نماید راه به جایی نخواهد برد . پس تفکر تاسیس خانه مطبوعات ۲ قطعاْ ۳ و ۴ نیزی در پی خواهد داشت و این یعنی موازی کاری و کاری خلاف عرف و عقل و منطق.....

این امر تعجب اهالی رسانه و کسانی که روزانه پیگر اتفاقات رسانه ای استان می باشند نیز بهمراه داشته است . خانه ی مطبوعات استان می تواند در درون تشکیلات مدنی خود دوجبهه با دودیگاه مختلف داشته باشد که با برگزاری انتخابات و انجام روال قانونی (طبق اساسنامه خود خانه ) در هر دوره و بنا بر مقتضیات زمانی  سکان این نهادغیردولتی و صنفی در دست گروهی باشد و این اتفاق خود تمرین یک دموکراسی و مشارکت مدنی خواهد بود و آنوقت که دوستان شعار مردم مداری و اکثریت را سر می دهند  خود نیز به رای اکثریت مقید باشند و نه با اولین جرقه و نرسیدن به کرسی اعلام خروج کرده و همه چیز را غیرقانونی دانست.

به عنوان کمترین عضو جامعه ی رسانه ای استان پیشنهاد می کنم دوستانی که قرار است خانه ی مطبوعات جدید را بنیان نهند با سعه صدر خود و با تفکر و تامل والا سعی در تقویت خانه مطبوعات محلی کنونی نمایند و با حضور پررنگ خود در این نهاد سعی در جلب آراء دیگر اعضاء نمایند و در انتخابات آتی خود را در معرض انتخابات اصحاب جراید قرار دهند.که این طریقه ی زیبا و شایسته ای است که باعث همدلی و وفاق در بین این صنف محروم و مظلوم خواهد شد. صنفی که هنوز در استان به جایگاهی که باید داشته باشد دست نیافته و در اکثر اتفاقات مظلوم واقع شده است . 

 دست به دست هم دهیم به مهر        میهن خویش را کنیم آباد

قطعاْ میهن خویش را آباد کردن کاری زیبا تر و شایسته تر است تا ترک میهن کردن و تاسیس میهنی جدید و نو ...

نوشته شده توسط دیر نیوز در 16:21 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

دانشگاه علمی کاربردی کنگان مهر ماه دانشجو می پذیرد

سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز)
دانشگاه علمی کاربردی واحد کنگان در سال تحصیلی جدید بدون کنکور دانشجو  می پذیرد.
اصغر حصیری رئیس دانشگاه علمی و کاربردی واحد کنگان در گفتگویی کوتاه با سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز)  ضمن اعلام این خبر افزود : که این مرکز  در سال تحصیلی جدید در چهار رشته ی  جوشکاری . حسابداری . نرم افزار کامپیوتر و تکنولوژی کنترل  اقدام به پذیرش دانشجو بدون کنکور و به شرط معدل  می نماید. حصیری در ادامه ضمن توصیه به فارغ التحصیلان مراکز پیش دانشگاهی  و جوانان کنگانی و دیری از آنان خواست تا از موقعیت ایجاد شده در جنوب استان نهایت استفاده نمایند و مدارج علمی را از طریق این دانشگاه طی نمایند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر داوطلبان می توانند به این مرکز واقع در شهر کنگان خیابان هفده شهریور کوچه ی دوم مراجعه نمایند .

نوشته شده توسط دیر نیوز در 12:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

فراخوان انسانی کمک به یک بندر

بنام مهر آفرین مهر گستر

بندرنشین گرامی و هم آوای قدیم بندر

اینک که نغمه مهر آغاز نموده و زمزمه محبت را بر سرای دیار دیر این هم آوای شرجی و موج ، ترنم می نمائیم فصل دیگری است از برای ماندن ، ماندنی به فراخور کلام انسانیت در پهندشت عمری که هراسان در عبور است و بی مهابا در مرور .
انسان گرامی ، نیک اندیش هم ولایتی
تو که خروش محبت را از دریا و شیرینی انسانیت را از خرما و پایداری معرفت را از کوههای دیار و گرمای وجود را از گرمای بندر به ارث برده ای ، بار دیگر از بندرنشینی دیرینه پای که عبور روزگار به جنوبی از جنوبیهای دیگر رهسپارش نموده فریادی از اعماق وجود که سوز هجران است و غربت تنهائی به سوزمان میدارد و به سوگ ، که چگونه به تاملی دیر برجای مانده و نظاره گر سوز آن بندری غربت نشین گشته ایم .
علی غلامی ، آموزگار ، ورزشکار و هنرمند دیَری این مرزوبوم که افتخار آفرین شهر و دیارمان در میادین مختلف گردید هم اکنون به اندوه قطع پای فرزند خویش ، جوانی که با شیره جان پرورده نموده مبتلا گردیده و چشم انتظار حمایت اهالی بندریست که هم لقمه ی دیرینشان بود و هم آوای قدیم .
و اینک جوانان و کهنسالان دیارمان دیــَـر ، دیرپای دیرینه نام در فراخوانی انسانی سعی بر آن دارند که با جمع آوری کمکهای مالی در خور شایسته ، وجود فرزند جوانش را بدو عرضه دارند که این نیز لطف خداوند است و حمایت دیرینه دوستان صاحب کلام.
حضور شما را در این فراخوان انسانی ، با ارائه کمک ارزشمندتان پذیرای جان خواهیم بود.

( جهت کسب اطلاعات بیشتر و نحوه چگونکی کمک با شماره تلفنهای (09171773499 حسن مختارزاده /09173750841 حمید شعرانی / 09177758129 اسماعیل مختارزاده تماس حاصل نمایید یا به مجتمع فرهنگی و هنری نفت ایرج دراهکی مراجعه نمایید.)

نوشته شده توسط دیر نیوز در 13:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

جشن گلریزان کمک به یک بندر

سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز)
جشن گلریران کمک به یک بندر با هدف کمک به علی غلامی هنرمند توانا و شهروند این بندر جمعه در مجتمع فرهنگی و هنری نفت برگزار می گردد. این مراسم که از سوی هنرمندان و فرهنگیان شهرستان و با حضور همقطاران سابق این هنرمند توانا و همچنین جمع کثیری از اهالی این بندر و با هدف ارج نهادن به زحمات های یک انسان که در زمان حضورش در این بندر از خود بجا گذاشته است برگزار خواهد شد.
حسن مختارزاده رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کنگان و یکی از بانیان این امر طی گفتگویی کوتاه با سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز) هدف این کار را جلب رضایت خداوند متعال و در راستای ارج گذاری به خدمات چندین ساله یکی از همشهریان دانست و گفت : چه خوب است که انسانها همیشه و در همه حال به فکر همنوع باشند و خصوصاً اینکه ما بندر نشینان که سالیان سال در خطه ی جنوب با خونگرمی و صمیمیت در کنار یکدیگر روزها را سپری کرده ایم و بجاست که در این مواقع سخت به کمک هم بشتابیم و اینگونه کارها نه تنها کمک به یک فرد است بلکه کمک به ارتقای شخصیتی شهروندان و گسترش حس نوع دوستی می باشد. مختارزاده از همه شهروندان خواست تا با حضور در این جشن به کمک همشهری خود بشتابند.
غلامرضا شعرانی سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیر نیز در این باره گفت : این اداره از هیچ گونه کمکی به این هنرمند توانا دریغ نخواهد کرد و انشاءالله بستری را فراهم خواهند کرد تا زمینه های کمک به ایشان فراهم گردد. شعرانی از هنرمندان خواست تا با حضور و شرکت در این مراسم دین خود را به همشهری سابق خود اداء کنند.
تا کنون ارگان ها و نهادهای مختلف شهرستان قولهای مساعدی در این باره داده اند و قرار است با حضور در این جشن کمکهای خود را اهداء وی نمایند
نوشته شده توسط دیر نیوز در 15:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

رييس شوراي اسلامي شهر دير:به مشكلات بزرگترين بندرصيادي جنوب كشورتوجه شود

رييس شوراي اسلامي شهر ديرگفت:به رغم تحولات چشمگيري كه پس از انقلاب درهمه بخش‌هاي شهر دير به عنوان بزرگترين بندرصيادي جنوب كشور ايجاد شده است ولي اين شهر همچنان با واژه محروم شناخته مي‌شود و مشكلات زيادي دارد كه رفع آنها نيازمند توجه جدي مسوولان است.
سيداحمد حسيني دوشنبه به خبرگزاري جمهوري اسلامي اعلام كرد: كسري اعتبار و بدهي شهرداري بندر دير يكي از عمده مشكلات اين شهر است كه مشكلات زيادي را به وجود آورده است.
وي بابيان اينكه درآمد و هزينه كرد شهرداري با هم همخواني ندارد، اظهار داشت: درآمد ماهانه شهرداري دير ‪ ۲۰۰‬ميليون ريال است در حالي كه هزينه خدماتي و جاري اين شهرداري در ماه ‪ ۷۵۰‬ميليون ريال است.
حسيني اضافه كرد: بدهي‌هاي سال گذشته، گرمي هوا، كاهش صيد و صيادي و واردات كالاهاي ملواني از جمله دلايل اصلي كاهش درآمد شهرداري است كه بدون شك با فعال شدن دريا و تجارت در اين بندر، درآمد شهرداري نيز رشد چشمگيري خواهد داشت.
وي بااشاره به نارضايتي مردم از كمبود خدمات شهري در دير يادآورشد:
فعاليت ‪ ۱۰‬نانوايي در شهر دير پاسخگوي جمعيت ‪ ۲۵‬هزار نفري اين شهر نيست.
حسيني بيان كرد: به علت نبود بيمارستان و پزشك متخصص، مردم اين شهر براي انجام معاينات پزشكي به ناچار به شهرستانهاي همجوار يا استان فارس مراجعه كنند.
وي گفت: براي در اختيار گذاشتن فضا و مكان مناسب به منظور حضور متخصص چشم و زنان در دير به مسوولان اعلام آمادگي كرديم ولي تاكنون پاسخي دريافت نكرده‌ايم.
حسيني پهلوگيري قايق‌هاي صيادي در اسكله تفريحي شهرداري را يكي ديگر از مشكلات اين بندر ذكر كرد و گفت: به علت نبود حوضچه مستقل اين اسكله بطور موقت در اختيار اين قايق‌ها گذاشته شد كه پس از چند سال هنوز دراين اسكله پهلوگيري مي‌كنند كه اين وضعيت چهره ساحل اين بندر را نازيبا كرده‌است.
رييس شوراي اسلامي شهر دير افزود: امسال بيش از ‪ ۲۰‬ميليارد ريال از محل درآمد شهرداري، دو درصد نفت و تملك دارايي براي عمران شهر دير پيش‌بيني شده است كه از اين مبلغ ‪ ۱۰‬ميليارد ريال براي ساحل‌سازي و ادامه ديوار ساحلي اين بندر اختصاص مي‌يابد.

نوشته شده توسط دیر نیوز در 11:21 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387

شگردهای میرمحد (ختنه گر بندر ) و رسول خادم در جام جهانی

سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز) ـ حمیــــد شعـــرانی

این که تابستان هم خوب است و هم بد ...  بحثی کلاْ فراجناحی ست و ربطی به خیلی از مسائل ندارد.. اما این که تابستان بیاید تشباد هم می آید ..این دوتا کاملاْ به هم ربط دارند... تشباد که بیاید علاوه بر همه ی ضعف ها و کاستی ها و رنج ها و غمها ...شادیها و خوشی ها و کلاْ نوستالژیهایی همراه خود دارد.. تابستان که بیاید تش باد هم می آید...تشباد که بیاید ...تشباد که بیاید اتفاق خاصی در اقتصاد کشور و یا فرهنگ منطقه و یا میراث فرهنگی و سنت های متفاوت رخ نخواهد داد ... اما تشباد که بیاید ...اتفاقی رخ خواهد داد...تشباد که بیاید (( عبدو )) پسرک ۸ ساله بندر باید عضوی از بدنش را اصلاح کند و این قضیه هم زیاد سیاسی نیست شاید (( عبدو )) هم نیاز به اصلاحات داشته باشد اما نه اصلاحات سیاسی اقتصادی و فرهنگی ..... بلکه عبدو عضوی از بدنش را در اختیار میر محد (میرمحمد ) تنها ختنه گر بندر می سپارد تا پس از طی یکسری فعل و انفعالات فیزیکی عبدو با آلتی باندپیچی شده خودش را برای زندگی آماده کند یا به قول زیر فاطو ( زایر فاطمه دایه همیشه ی بندر ) : عبدو مرد می شود... و دایه ی بندر هم نشانه ی مرد شدن عبدو را در اصلاحات جسمی او می داند...

این را نه تنها زیرفاطو که همه ی پیرزنهای اینجا می گویند... میرمحد هیچ گونه تختخواب گردون پزشکی نداشت .. او هیچ سوزن بیهوش کننده ای یا هیچ پماد بی حس کننده ای در اختیار نداشت ... نسخه ای که می پیچید هم بلندبالا نبود...چندتا داروی محلی بود که با کمی زغال آتیش می گرفت و به عضو اصلاح شده نزدیک می شد و اینگونه بود که با (( بو درمانی )) کمی از زخمهای عضو کاسته می شد و مرحمی بود بر زخمهایی که عبدو باید برای مرد شدن متحمل می شد... میرمحد اما فنون خاص خود را داشت ...فنونی که منحصر به فرد بود و منحصر به فرد مانده ..گرچه مدتها بود که کودکان بندر از این فن میر بو برده بودند و مطلع شده بودند اما آنها همیشه اغفال می شدند و یادشان می رفت این شگرد میر را ...شگرد میرمحمد همان کاری را می کرد که رسول خادم با شگردهایش در جام جهانی کشتی انجام می داد.....مادران محله .  تشباد که می آمد فرزندان پسرشان که را که دیگر بوی مردانگی اطرافشان می پیچید  همگی جمع می کردند و در صبح یک روز داغ تابستان بر روی تکه حصیری می خواباندند و خماس نی انبانش را به نشانه رقص و پایکوبی محله به شکرانه مرد شدن چند فرزند محله به صدا در می آورد و دخترکان بی ادب محله هم از پشت بام گاهاْ چشم چرانی می کردند ( کاش بد آموزی نداشته باشد ) و مردان آینده را اینگونه شرمناک می کردند.... خماس می نواخت و صدای نی انبان که با دست زدنهای بی ریتم اهالی محله همراه بود باعث جوگیر شدن  بچه های محله می شد آنهایی که از این منطقه خطرناک عبور کرده بودند و سالیان قبل چنین مراسمی را طی نموده بودند.... میر محد ابتدا با پدر و مادر پسر صحبت می کرد و این صحبتها کلاْ خصوصی و محرمانه بود و مثل بسته ای بود که بعدها باید پاسخی را از طرف آنها می شنید ... اما فرزندان پسر محله در یک ردیف و منظم بر روی حصیری که سالیان قبل کسانی دیگر را بدین طریق به خود  دیده بود  دراز کشیده بودند و  شلوارهایشان هم از پا در آمده بود و تنها شورت هایی که در واقع تن پوش آنها بود  برجای مانده بود... همه چیز آماده شروع عملیات بود... میر تیغهایش را از کیف چرمی سبزرنگش بیرون می آورد و دایه ی همیشه بندر هم با شیشه ای الکل سفید ( که اینروزها به ندرت پیدا می شود! ) و به همراه   شیشه ای بتادین در این عملیات با کمک (( احمد )) فرزند ارشد میر دستیاران این عملیات خواهند بود و به نحوی سهیم..... فرزندان بعضاْ با چشمانی گریان و بعضاْ با روحیه ای متعادل و تاحدودی مضطرب منتظر مانده اند ... میرمحد به نرمی با آنها صحبت می کند.... نگاهها به سمت تیغ میر چرخیده می شود...میر  خود را آماده ی شروع عملیات می کند..آستین هایش را بالا می زند ..نگاهش را به آسمان می دوزد ...  در خلوت دل خود با خدای خود صحبت می کند و با یک بسم الله  شروع بکار می کند... به اولین شکار خود نزدیک می شود و  تیغ را در دست و چشم به چشم اولین فرزند محله به او می گوید : بالا را نیگاه کن هواپیما.....و صدای نی انبان و دستهای بی ریتم  افراد محله و داد و بیدادهای متعددد همگی در چهره میر مخفی می ماند و میر در اولین فرصت و با اولین نگاه کودک به آسمان تیغش را به ... می زند و کار را در یک چشم به هم زدن تمام می کند و تکه پوستی که از بدن جدا می شود و به گوشه ای پرت می شود و آجیل و شیرینی های که مادر فرزند به نشانه شادباش به آسمان پرتاب می کند....این روال تا به اتمام رسیدن کار ختنه ی همه ی افراد ادامه می یابد و ... میر همیشه موفق است ...

صدای انبان از محله رخت بربسته و دیگر خانه خالی خالی شده .... هوا که کمی خوبتر شود فرزندان را سوار بر گاریهای متعدد به دریا می برند تا شاید آب سوزناک دریا بر زخم خونین فرزندان کاری آید و زخمها زودتر خوب شوند.....

این روال تا امروز بوده و امروز شاید احمد پسر ارشد میر محمد در حضور پزشکان متعدد  کمی کارش کساد شده باشد و ......

تابستان امسال اولین تابستان بندر بدون حضور میرمحد (میرمحمد ) خواهد بود و به روانش درود...

نوشته شده توسط دیر نیوز در 17:59 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم مرداد 1387

گزارش رادیو زمانه از وبلاگهای بوشهری (بندر دیر بیشترین سهم وبلاگی داشت)

سایت خبری بندر دیر
رایود زمانه در بخش گفتگوی خودمونی این هفته ی خود طبق روال اینروزها به یکی دیگر از استان های کشور سری زد و از آمار وبلاگی و وبلاگ نویسان این استان گزارشی ارائه کرد. درا ین گزارش آورده شده است که استان بوشهر یکی از فعال ترین استانهای کشور در زمینه وبلاگ و وبلاگ نویسی می باشد. دراین گزارش از سه وبلاگ دیر تش باد . دیر تیفون و سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز ) به عنوان سه رسانه مجازی فعال نام برده شد.

متن کامل صوت و نوشته های رادیو زمانه را می توانید اینجا بخوانید

نوشته شده توسط دیر نیوز در 9:45 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم مرداد 1387

دیریها یک دیری نیاز به کمک دارد و نه بیشتر !!

سایت خبری بندر دیر ـ دیرنیوز
روحم در عذاب بود ..این جمله های کلیشه ای را نمی خواستم بر صفحه نقش بندی کنم اما نمی شود؟ .. ..آی آدمهایی که بر ساحل نشسته اید ......برایم سخت بود خواندن این متن نامه علی غلامی معلم روزگاران نه چندان دور فرزندان بندر... نامه ای که او قبل از هر چیز از خدا طلب ببخش می کند و بخاطر حس پدری از همه ی منیت های موجود می گذرد...علی غلامی معلم بچه های بندر و هنرمندی که هنرمندانه زندگی را می گذراند و می گذراند...او اینک در همان چرخشهای روزگار گرفتار آمده و شاید این گرفتاریهای روزگار صباحی دیگر یقه دیگری را بچسپد و چه خوب می گوید شاعر :
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
و امروز چه بجا و زیبا ست که همه اهالی خونگرم بندر به یاری همسایه و معلم قدیمشان بشتابند.... ( سایت خبری دیرنیوز آماده پاسخگویی و راهنمایی بندرنشینان مهربان و خونگرم درخصوص چگونگی کمک به یک همشهری می باشد. 09177741048 - 09173750841 )
متن نامه علی غلامی و چند لینک مربوط را در زیر می خوانید....

متن نامه علی غلامی:
به ياري اين هنرمند بوشهري بشتابيم

از غم نان تا غم جان...!

(علي غلامي)



به نام هنرمند مطلق هستي!

خدايا مرا ببخش كه نتوانستم به عهدي كه با تو بستم، وفادار بمانم!

آيا اين پايان هنرمندي است كه همه چيزِ خود را وقفِ هنر نمود...؟ اين را تو بهتر مي‌داني... .

خدايا مرا عفو كن كه نتوانستم اسرار خويشتن را براي خود نگه دارم! ميانِ منِ هنرمند و تو كه بر همه چيز آگاهي! و اكنون به خاطر شيره‌ي جانم – تنها فرزندم – ناچارم دست به عملي و كاري بزنم كه شايد بسياري بگويند در خور او نبود. تقاضايي بكنم كه آبروي هنري چندين ساله‌ام مورد سؤال قرار گيرد. اما تو خود مي‌داني كه ناچارم...! و تو خود مي‌داني كه اين زندگي در خور كسي چون من نبوده و نيست. اما اگر تاكنون ساكت مانده‌ام، به خاطر ارزش هنر و ارزش‌هاي هنرمندي بوده است. ساخته‌ام و سوخته‌ام... اما مگر من به جز شيره‌ي وجودم، تنها فرزندم، چيز ديگر و سرمايه‌ي ديگري دارم؟!

بگذار با اين درخواست حتا اگر نتيجه‌اي هم حاصل نشود، آبروي چندين‌ساله‌ام در معرض يغما واقع شود...!

كاش دستم از ياري مسؤولين ارشاد آبادان و خوزستان و خويشان و آشنايان كوتاه نمي‌ماند كه مجبور باشم، به بوشهر و بوشهري‌ها و هنرمندان بوشهر متوسل شوم. خدايا اگر اين امتحان ديگري است بر من، افسوس كه تسليم مي‌شوم و نمي‌توانم بيشتر از اين، گرفتاري خويش را پنهان دارم.

اينك من – علي غلامي – در بدترين شرايط روحي به سر مي‌برم، نه تنها من كه همه‌ي خانواده‌ام در معرض اين خطر هستند و مرهمي نياز كه ذره‌اي از اين تأملات بكاهد.

يك هفته پيش فرزندم رضا غلامي شب‌هنگام تصادف كرد. در اين تصادف پاي چپ او آسيب شديد ديد. بيمارستان و اورژانس طالقاني آبادان از عهده‌ي عمل برنيامد و همان‌شب با آمبولانسي پُكيده و درب و داغون به همراه من او را به اورژانس بيمارستان امام خميني(ره) اهواز اعزام كردند. در آن‌جا نيز مرا نااميد كردند كه مي‌بايد هر چه زودتر پايش قطع شود. تنها و بي‌كس نمي‌دانستم چه كنم و اگر دامادم نبود، همان‌جا هم پاي پسرم را قطع كرده بودند و من هم كارم به ديوانگي مي‌كشيد. متوجه شدم در آن بيمارستان دولتي امكانات كم است و متخصص وجود ندارد. به بچه‌هاي ارشاد آبادان مراجعه كرده و از طريق آنها با اهوازي‌ها تماس گرفتم، اما تاكنون كسي حتا پيدايش نشده است كه كمكي كند. مجبور شدم پس از بيست و چهار ساعت به كمك دامادم و دخترم، پسرم را به بيمارستان آرياي اهواز كه خصوصي است، منتقل كنم، در حالي كه آه در بساط نداشتم.

مسؤولين ارشاد از طريق آقاي عيوق كه خدا خيرش بدهد، وعده دادند كه مرا ياري خواهند كرد و نگران نباشم و فكرم را معطوف مداواي فرزندم كنم. در آن بيمارستان عمل اول به روي فرزندم انجام شد و معالجه ادامه يافت؛ عمل دوم و عمل سوم و... همچنان اين معالجه ادامه دارد و خوشبختانه خطر اصلي رفع شده، اما معالجه نياز به ادامه‌ي بستري او دارد. تا امروز كه اين نامه را مي‌نويسم - دوشنبه 31/4/1387 – بعد از هفت روز هنوز كسي از مسؤولين آبادان و اهواز به ديدن من نيامده‌امد و من تا آن‌جا كه توانسته‌ام از نزديكان قرض گرفته‌ام.

اما براي ادامه و پرداخت پول عمل‌هاي بعدي و بستري در بيمارستان و داروها و معالجه‌ي او احتمالاً در خانه تا مدت نامعلوم، نمي‌دانم چه خواهد شد؟ چگونه مي‌توانم پسرم را ترخيص كنم؟ و...؟!

اينك علي غلامي هنرمندي كه از خود هيچ ندارد، چرا كه هر چه داشته تقديم به جامعه‌ي هنر كرده است، اما يك فرزند دارد كه او چشم‌انتظار ياري پدر است و پدر، خود نيازمند ياري جامعه‌ي هنري...! پس بادا كه اين خواهش را خواهان شود. از آناني كه او را مي‌شناسند و دل‌شان مي‌خواهد در گرفتاري‌اش سهيم شوند و ياري‌اش دهند، كمك بطلبد.

چه خواهد شد؛ آبرويش...؟ آينده‌اش...؟ هنرش...؟ دوستانش...؟ اين‌ها و بسيار سؤالات كوتاه ديگر ذهنش را مشغول كرده، اما تنها يك چيز براي او اكنون معني دارد و مهم است و آن سلامتي و بهبودي تنها فرزندش مي‌باشد. حتا اگر او نباشد...!

.............................
علی غلامی و اقدام قابل ستایش خانه مطبوعات
کمک55میلیون ریالی خانه مطبوعات بوشهر به علی غلامی
نوشته شده توسط دیر نیوز در 0:4 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم مرداد 1387

فعالیتهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به روایت تصویر

سایت خبری دیر نیوز
طرح پرکردن اوقات فراغت کودکان و نوجوانان بندر دیر که از سوی کانون پرورشی فکری کودکان ونوجوانان شهرستان دیر در محیطی زیبا و جذاب در حال برگزاری است با استقبال پرشور کودکان و نوجوانان همراه بوده است . گزارش تصویری فعالیتهای این مرکز را می بینید:

نوشته شده توسط دیر نیوز در 23:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم مرداد 1387

فيلم کوچکترین مدرسه جهان در بوشهر، پاییز آماده نمایش می شود

ایرنا: كارگردان و فيلم ساز بوشهري گفت: ساخت فيلم مدرسه كالو كوچكترين مدرسه جهان كه چهاردانش آموز دارد، وارد مرحله تدوين شده است.

داريوش غريب زاده، افزود: اين روستا با هفت خانوار جمعيت داراي چهار دانش آموز در مقطع ابتدايي است كه عبدالمحمد شعراني سرباز معلم اين روستا با عشق به كار خود شيوه‌اي بديع از تعليم و تربيت را براي دانش آموزان اين مدرسه پياده كرده است.

وي اظهارداشت: همچنين شعراني با بهره‌گيري از دنياي ارتباطات در قالب وبلاگ خود اين مدرسه را جهاني كرده‌است.

غريب زاده گفت: ۱۴ساعت از روستاي كالو، معرفي مدرسه، معلم و نحوه معيشت اهالي اين روستا تصوير برداري شده‌است.

كارگردان فيلم بومرنگ اضافه كرد: شعراني هرچند سرباز معلم است كه قاعدتا بايد براي پايان گذران دوره خدمت لحظه شماري كند امابدليل برقراري ارتباط عاطفي با دانش آموزان و دلبستگي به سرنوشت آنان با شور و شوقي مضاعف از نگاه مرسوم در نظام آموزشي به آموزش آنان مي‌پردازد.

وي گفت: اين امر باعث شده تا يكي از دانش آموزان اين مدرسه كه با معدل ۲۰قبول شده‌بود پيش از حضور شعراني در اين روستا ترك تحصيل كند اما با آمدن معلم جديد و ايجاد انگيزه مجددا براي ادامه تحصيل عزم خود را جزم كرده است.

غريب زاده افزود:در اين فيلم تلاش مي‌شود تا نوع نگاهي كه تعالي و سعادت كشور درقالب نظام آموزشي از اين معلم نمونه ارايه شده‌است به عنوان الگويي از فرهيختگان فرهنگي جامعه معرفي شود.

وي بيان كرد: در فيلم مدرسه كالو، زاويه ديد دوربين در كنار پرداختن به مدرسه به نجابت انساني مردم اين روستا كه نمادي ازفرهنگ غني مردم جنوب است و در رفتارشان تبلور يافته نيز سوق پيدا مي‌كند.

اين فيلم سازبوشهري گفت: ادامه تصويربرداري فيلم مدرسه كالو همزمان با آغاز سال تحصيلي انجام خواهد شد و پيش بيني مي‌شود آخرپاييز آماده نمايش شود.

روستاي جمال آباد كالو از توابع شهرستان دير در ۱۸۰كيلومتري جنوب بوشهر واقع است و با حدود ۴۰نفر جمعيت داراي يك مدرسه‌ابتدايي با چهار نفر دانش آموز است كه از سوي سازمان فرهنگي ملل متحد (يونسكو) به عنوان كوچكترين مدرسه دنيا معرفي شده‌است.

عبدالمحمد شعراني سرباز معلم اين مدرسه يك وبلاگ به نام "تش باد" براي اين مدرسه ايجاد كرده‌است كه اخيرا در جشنواره انجمن وبلاگ نويسان كشور به عنوان ۱۰وبلاگ برتر كشور شناخته شد.

در پي راه‌اندازي اين وبلاگ براي مدرسه روستاي كالو اين مدرسه به عنوان كوچكترين مدرسه دنيا به كانون توجه رسانه‌هاي داخلي و خارجي تبديل شده است.

داريوش غريب زاده فيلم ساز بوشهري است اخيرا فيلم كوتاه‌اوبه نام بومرنگ در چندين جشنواره ملي و بين‌المللي چندين مقام برتر كسب كرده‌است.

نوشته شده توسط دیر نیوز در 1:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهارم مرداد 1387

فرماندار دیر : دانشگاه آزاد دیر در سال تحصیلی جدید دانشجو خواهد پذیرفت

سایت خبری بندر دیر (دیرنیوز)
فرماندار دیر طی گفتگویی کوتاه با خبرنگار سایت خبری بندر دیر از راه انداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر دیر خبر داد وی در این زمینه افزود با توجه به مذاکرات انجام شده با مسئولین دانشگاه آزاد منطقه 1 کشور قرار بر آن شد که با توجه به شرایط امکانات از سوی مسئولین محلی این دانشگاه در سال تحصیلی جدید در دو رشته دانشجو خواهد پذیرفت. خسروی در ادامه افزود : قرار دادهای مربوط به ساختمان اداری و آموزشی این دانشگاه با مراکز مختلف منعقد گردیده است و همه شرایط برای راه انداری این مرکز آموزشی که گامی مهم در جهت توسعه آموزشی این شهرستان می باشد مهیا شده است . ایشان همچنین در ادامه از ارتقاء سرپرستی و نمایندگی تعاون شهرستان به اداره خبر داد و افزود که مذاکرات متعددی با مسئولین تعاون استان انجام گرفته و تاییدیه نهایی نیز اخذ شده و طی روزهای آینده نمایندگی تعاون شهرستان دیر با عنوان اداره تعاون به فعالیت خود ادامه خواهد داد.

نوشته شده توسط دیر نیوز در 14:47 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم مرداد 1387

حضور معاون عمرانی استانداری بوشهر در روستای کالو شهرستان دیر

معاون عمرانی  استانداری بوشهر با حضور در روستای کالو منطقه بردخون از توابع شهرستان دیر با مردم این روستای ۷ خانواری از نزدیک دیدار کرد.

در این دیدار که تنی چند از مدیران شهرستانی واستانی وی را همراهی می کردند، مهندس نصوری گفت: کار آسفالته کردن جاده روستای کالو به زودی شروع خواهد شد و به مناسبت هفته دولت جاده این روستا افتتاح می گردد.

مهندس «مسعود نصوری» در این دیدار از مدرسه شهید رجایی روستای کالو که با 4 دانش آموز کوچکترین مدرسه دنیا محسوب می شود  نیز بازدید کرد. وی  ضمن تقدیر از اقدامات «عبدالمحمد شعرانی» سرباز معلم این روستا به وی گفت: من مطالب وبلاگ شما را دنبال می کنم و استاندار سابق و جدید بوشهر از من خواستند که پیام خسته نباشید شان را به شما برسانم . 

معاون عمرانی استانداری بوشهر در پایان افزود: با استفاده از ظرفیت های گردشگری روستایی، به زودی بودجه ای برای گردشگری این روستا اختصاص می یابد.

نوشته شده توسط دیر نیوز در 18:48 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم مرداد 1387

دکتر جلالیان گفت :


حسن بدیعی - دیر نیوز
رئیس جمهور دستور داده است که بصورت موردی تامین آب از  دریا در دیر بعنوان نمونه طراحی و پروژه تعریف گردد که اگر پاسخگو بود در بقیه استان گسترش بدهند . دکتر جلالیان نماینده مردم دیر کنگان و جم در مجلس شورای اسلامی در جلسه شورای اداری دیر این مطلب را یادآور شدکه دستگاه آبشرین کن در دیر راه اندازی میگردد ایشان در ادامه خبر از راه اندازی درمانگاه تامین اجتماعی در دیر و جم را بیان نمود و گفت تا هفته آیند در صورت مکان یابی توسط فرمانداری دیر عملی میگردد. 
نوشته شده توسط دیر نیوز در 16:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم مرداد 1387

به دستور رئیس جمهور ((وزارت نفت بعنوان وزارت معین استان بوشهرتعیین گردید))

حسن بدیعی - دیر نیوز

جلسه شورای اداری فوق العاده دیر به مناسبت 5 مرداد ماه سالروز اقامه اولین نماز جمعه درکشور در سال 58  در مسجد جامع دیر  با حضور فرماندار دیر - امام جمعه و دکتر جلالیان وکلیه اعضا ء شورای اداری دیر در روز دوشنبه 87/4/31 برگزار گردید ابتدا سید علی حسینی امام جمعه در مورد پنجم مرداد ماه و اهمیت نماز جمعه بیاناتی ایراد نمودند و ایشان برگزاری جلسه شورای اداری در جهت بررسی و تقویت نماز جمعه در سراسر کشور به وظیفه حکومت در قبال برپایی نماز جمعه پرداخت و از فرماندار شهرستان خواستار تقویت این جایگاه شد ایشان مشکل ایاب وذهاب را یکی از مشکلات عمده نمازگزاران دانست و گفت با تنها اتوبوس واحد نمی
توان این کار  را انجام داد و این اتوبوس نیز در روز جمعه ها در اختیار دانشگاه پیام نور میباشد تاکید بر تاسیس دفتری مستقل همچنان که در جم وجود دارد در دیر از طرف نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی کرد که  دکتر جلالیان  فرمودند پول نداریم که دفتر تاسیس کنیم و به نماینده ما مراجعه کنید حسینی امام جمعه دیر در ادامه گفتند مردم به ما مراجعه میکنند  مانیز به آقایان تلفن میزنیم و پیگیری میکنیم و در مرحله آخر گوشی  خود را خاموش می کنند  دفتری مستقل وجود داشته باشد تامردم با شما تماس بگیرند و در جهت عمران و آبادی شهر ارتباط داشته باشند با توجه به نقش مردم در انتخابات و در حمایت از شما مشخص بوده است در جهت سیاسی می طلبد که نماینده محترم با ائمه جمعه تامل بیشتر داشته باشند بحث اخیر استاندار دکتر باما تماس نداشته ولی بابقیه ائمه جمعه در حوزه انتخابیه آیا تماسی داشته یا نه نمی دانیم اگر این تعامل صورت بگیرد ائمه جمعه از تریبون نماز جمعه مطالبات مردم را دنبال میکنند . در میان عوامل مختلفی که یک استان می تواند پیشرفت کند چند عامل است .
  1- حضور نیروهای یک استان در مرکز کشور که از این مورد ما محروم هستیم .
  2- حضور یک نیروی بومی توانمند یک شهرستان در مرکز استان که ما اینهم نداریم .
دکتر جلالیان در ادامه جلسه ضمن اعلام جایگاه نماز جمعه و اهمیت آن از دیدگاه اسلام گفت : مجلس که افتتاح شد در اولین روز نشستی برگزارنمودیم و بستری فراهم کردیم در شروع کار تا بتوانیم مطالبات حوزه انتخابیه را بررسی نماییم و به مدیران این سه شهرستان این بشارت را میدهم که هرزمانی که نیاز به طرح موضوعات دارند شرایط فراهم خواهیم کرد تا بتوانند با مرکز نشینان صحبت کنند و یک خبر خوش نیز به عزیزان بدهم که رئیس جمهور دستور دادند تا وزارت نفت بعنوان معین استان بوشهر تعیین گردد و در بحث توسعه ای وزارتخانه بایستی به استان کمک بکند . 
               برای مشاهد تصاویر کلیک کنید
نوشته شده توسط دیر نیوز در 15:55 |  لینک ثابت   •