پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
عبدالله ی چند بهره ....
محکوم به نوشتن شدم با وجود رفتن کلنجارهای فراوان درونی و برونی و تصمیمی که گرفته بودم .. ناچار شدم دست بسوی قلم دراز کنم و با آن چند خطی برگه سفید بیچاره را تیره کنم... اما ناچارم و راه گریزی نیست...
نمی دانم حتماْ تا حالا داستان عبدالله ی چند بهره را شنیده اید او فردی بوده که در جنوب می زیسته و بسان خوانین و پادشاهان از هر اتفاقی و امری بهره ای نیز باید نصیب او می شده و یا اگر قرار بوده چیزی بطور مساوی بین مردم تقسیم شود او باید دوبرابر مردم عادی از آن بهره می برده از این رو او را عبدالله ی چند بهره نامیده اند ... داستان امروز ما و پارس شمالی و شهرستان دشتی کبیر و عزیز هم بسان عبدالله ی چند بهره می ماند.. روزگاری شهرستان صغیر دشتی با نفوذ و قدرت بالای نماینده خود در مجلس که از قضا نماینده مردم مظلوم دیر نیز بوده تصمیم به کبیر نمودن این شهرستان داشته اند و دلیل آن را فقط و فقط رسیدن دشتی به دریا می دانسته اند و آن روز شاید پدران ما نمی فهمیدند که در پس این عمل شاید نقشه ای شوم و رد پای رانتی اطلاعاتی باشد.. اما آنروز پدران ما سکوت کردند و گفتند بیچاره مردم دشتی دریا ندارند .. به دریا راه ندارند .. ما کبگان و چند مدت بعد زیارت را به بهانه متصل شدن آنها به دریا به شهرستان صغیر دشتی بخشیدیم .. اما چند مدت بعد که آقای نماینده پی می برد که در رانتی که در اختیار دارد باید روستای کردوان نیز از دیر جدا شود تا طرحی که قرار است طی چندین سال آینده اجرایی شود بصورت تمام و کمال در دشتی اجرایی شود.. القصه کردوان را نیز بردند تا شهرستان صغیر دشتی کبیر گردد و از قضا پس از چندی کارشناسان نفتی خبر از وجود چاههای سر بسته نفت و گاز در خشکی و دریا و در نواحی کبگان و حد فاصل شیبرم تا بردخون ( از توابع دیر ) دادند و در ان روز نفت سنگین که نزدیک کبگان بود تابلو گذاری شده و تعدادی نیز کارمند و کارگر استخدام نمودند و تیر آقای نماینده دقیقاْ به خال زده شد.. اما بحث اینجا خاتمه نیافته بود وتازه دور جدیدی شروع شده بود... میدان گازی گلشن .. فردوسی و.. یا همان پارس شمالی که قرار است اجرایی شود.. از بخت بد روزگار این طرخ با وعده رئیس جمهوری باید در شهرستان دیر اجرایی می شده و شروع بکار می کرده و در حالی که قرار داد آن نیز به امضاء طرفین رسیده ام به قول مسئولان هنوز منطقه جانمایی نشده .. روزی استاندار محترم با حضور در مردم دیر با سوگند یادکردن در برابر صدها شهروند دیر و در خانه خدا( مسجد جامع ) قول داد که با پیگریهای فراوان مقدمات اجرایی این طرح را در دیر فراهم نماید اما آنروز گذشت و آقای استاندار در جلسه ای با معاونین خود صورتجلسه ای تنظیم نمودند که بر خلاف همه گفته های قبلی مسئولین استان خبر از انتقال پارس شمالی از شهرستان دیر را می داد که با تیزهوشی اعضای شورای شهر دیر و برخی دیگر این نقشه شوم تا حدی خنثی شد و اگر روزی مردم دشتی از وجود پر برکت نماینده خودشان و ما در مجلس شورای اسلامی بهره مند می شدند امروز در اتاق جلسات استانداری چنان نفوذی دارند که یکروزه مصوبات دولتی را نیز ابطال می کنند و تصمیمات جدید اتخاذ می کنند.... در این که دشتی چند بهره است حرفی نیست .. آنها روزی دیگر گنخک را به دلیل دوری فاصله از مرکز شهرستان از دیر جدا کردند و روزی دیگر مشاهیر فرهنگی دیر را به نام خود به یغما بردند و با انتصاب شهرتهایی جدید برای ایشان آنها را مصادره نمودند که از جمله می توان به خالو حسین تا همیشه بردخونی ..... مفتون .. فایز ... و... نام برد .. چندی پیش در جلسه وبلاگ نویسان دشتی سی دی حاوی اطلاعات دشتی بین حضار توزیع شده بود که در آن از مفتون دشتی به عنوان یکی از مشاهیر فرهنگی دشتی نام برده بودند... در اینجا نگارنده چند توصیه جدی به بانفوذان دیار دشتی عرض می دارد از آنجایی که دیر جدیداْ شاهد بروز استعدادهای نو و خلاق در سطح ملی و شاید جهانی بوده چه در زمینه علمی و ادبی و چه ورزشی خواهشمند است شهرتهای ایشان نیز با پسوند دشتی مصادره نماید... در شهرستان دشتی یک اسکله صیادی بر روی خشکی احداث نمایند تا جایگزین بزرگترین بندر صیادی کشور ( روزگاری خاورمیانه ) بندر دیر گردد... یک گمرک تجاری نیز برای این شهر محروم احداث کنند و خلاصه... دشتی چند بهره را بی نصیب نگذارید.............
